دست نوشته ای برای او...

دست نوشته ای برای او...
تو برایم همه بودی و من برایت هیچ...من برایت جان میدادم،اما تو هیچ...
تمام جهانم تو بودی و جهانت همه...جز من...
از من گذشتی و ندانستی که با خود میبری...روحم را...احساسم را...اعتمادم را...
خیلی دیر بسراغم امده ای...مدت هاست در میان قبرِ اعتمادم جان داده ام...
خودت میگفتی با همه فرق داری...این یک بار را تو راست می گفتی...
همه می گویند بی تو میمیرم....اما من...
بی تو...مردم...
# frnk
دیدگاه ها (۶)

ﻗـﺮن ﻣﺎ ﺷـﺎﻋﺮ اﮔـﺮ داﺷﺖ، ﻫﻮا ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮدﺧﺎر ﻫﻢ ﻛﻤﺘﺮ ﻧﺒﻮد از ﮔﻞ،...

مواظب چشاتون باشین کور نشین از درخشش شون....یعنی سیبیلاشون ت...

ﻗﺼﻪی ﻣﻦ و ﻏـﻢ ﺗﻮ ﻗﺼﻪی ﮔﻞ و ﺗﮕﺮﮔﻪﺗﺮس ﺑﻲ ﺗﻮ زﻧﺪه ﺑﻮدن ﺗﺮس ﻟـﺤﻈ...

دکلمه :آن ﻟﺤﻈﻪ ﻛﻪ از ﻧـﻴﺎز اﻧﺴﺎندارد ﻧﻪ ﻛﻢ از ﻫﻮای ﺣﻴﻮان ﻳﻚ ...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط