تو به من خندیدی.. و ندانستی..من به چه دلهره از باغچه همس

تو به من خندیدی.. و ندانستی..من به چه دلهره از باغچه همسایه.. سیب را دزدیدم.. باغبان از پی من تند دوید.. سیب را دست تو دید.. و تو رفتی و هنوز.. خش خش گام تو تکرار کنان... میدهد آزارم.. و من اندیشه کنان.. غرق این پندارم.. که چرا.. باغچه کوچک ما سیب نداشت.....
دیدگاه ها (۳)

از دشمنان تا عاشقان

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 5️⃣Ⓟⓐⓡⓣ تو سرگیجه داشتی و ن...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۱۰ا.ت با بدنی که از گ...

تو به من خندیدیو نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایهسیـ...

تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ازباغچه همسایه...

#سیب ١تو به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه ی ه...

تو.......به من خندیدی و نمیدانستیمن به چه دلهره از باغچه همس...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسی...

تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط