پسر دختري رو تو پارک ديد عاشقش شد.از احساسش ب دختر گفت و

پسر دختري رو تو پارک ديد عاشقش شد.از احساسش ب دختر گفت و ازش پرسيد ک باهاش ازدواح ميکنه؟ دختر گفت:پول داري؟ پسر:نه. دختر:کار داري؟ پسر:نه. دختر:ماشين دارى؟ پسر:نه. دختر:بزن ب چاک. پسر:وقتى ميليارد ميليارد پول تو کارتم ميره نيازي نيست همراهم پولي داشته باشم.وقتي مدير عامل شرکت بزرگي هستم نيازي نيست کار کنم.وقتي براي ماشينم راننده دارم نيازي نيست ماشين زيره پام باشه.باى. دختر:صبرکن!منم عاشقتم دوست دارم. پسر:بزن ب چاک!!!!!
دیدگاه ها (۷)

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_45تمام بدنم داغ کرده بود ..پ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟓همه اماده با وسایل هاشون و لباس های غی...

مافیای منقسمت سوم | «بیرون از شرکت، مدیر من نیستی»جونگکوک هم...

تکپارتی درخواستی

🦢 پارت پانزدهم | حسادتصبح، لیانا طبق معمول آماده‌ی رفتن به م...

True Love①(عشق واقعی) مکان: بارا/ت:من باید برم خونه دیروقته ...

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط