چشمهای تو خداوند غزلهای منست

چشمهای تو خداوند غزلهای منست
شور لبهای تو در تک تک اعضای منست

شهد گل خوردن زنبور و عسل دادن او
شکل لبهای تو و شکل غزلهای منست

چشم من کاش که یک گوشه ز دنیای تو بود
به خدا گوشه ی چشمت همه دنیای منست

غم دلبسته شدن روزی امروزم بود
غم دلکنده شدن روزی فردای منست

چه عجیب است نگاهت مگر آیینه شدم
که چنین چشم تو مشغول تماشای منست

دیگر آنروز که آغوش تو جای من نیست
مطمئن باش فقط گور و کفن جای منست

#عاشقانه #دلنوشته #شعر #ادبیات
#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنیسر بجنبانی خودت را پیر پیدا ...

آن دم که نگاه تو مستانه ترین باشدآهنگ غزلها یم افسانه ترین ب...

چقدر این شعر زیباست! باران ڪه شدى مپرس،اين خانه ى ڪيست..سقف ...

حالِ چشمهایت را بپرس و دستیبه سر و روی احساست بکش؛رو به روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط