مگه من چی خواستم
مگه من چی خواستم؟
{طابع قوانین ویسگون}
-وقتی دیدم آدا آروم شد منم آروم سرمو گذاشتم رو شونش و خوابیدم
(پنجاه مین بعد)
ویو آدا:
با سنگینی روی چشمام بیدار شدم دیدم داداش مثل یه کوالا منو بغل کرده و خوابیده خندم گرفت سریع جمعش کردم که بیدار نشه بلند شدم رفتم پایین تو آشپزخونه اونجارو جمع کردم همجارو برق انداختم بعدش خونه رو جمع و جور کردم جارو و طی کشیدم و رفتم سمت یخچال و نارنگی هارو بیرون آوردم و شروع کردم به درست کردن دسر مورد علاقه ی داداش بعد از سه ساعت بلاخره همچین تموم شد رفتم نشستم رو مبل و گوشیمو در آوردم و رفتم تو اینیستا دیگه نفهمیدم چقدر زمان گذشت که دیدم داداش داره صدام میزنه
&عه داداش بیدار شدی
-اره تو کی بلند شدی
&پنج ساعتی میشه
-چرا بیدارم نکردی
&خیلی کیوت خوابیده بودین
-من کیوتم؟
&اره خیلی
-اخه من با این ابهت کجام کیوته
&همه جاتون
-باشه اصلا هر چی تو بگی
&(لبخند)
-خونه خیلی تمیز شده کار توعه؟
&اره
-چرا خودتو خسته کردی وقتی حالت بده
&حالم خوبه
-دیگه دل درد نداری؟
&به لطف شما نه
-خیلی خوشحال شدم
&بشینید اینجا براتون دسر نارنگی درست کردم
- واقعا
&اوهم
-ایی مرسی پرنسسم خیلی هوس کرده بودم(لپشو میبوسه)
& بفرمایید
-وایی چه خوشگل شده
&نوش جونتون
-تو نمیخوری
&چرا میخورم
-پس بیا(یه کمیشو قاچ میکنه میده بهش)
&ممنونم
-اوم خیلی خوب شده دستت درد نکنه
&خواهش میکنم
- آدا
&بله
-میتونم یه سوالی ازت بپرسم
&بله بفرمایید
-تو دوست پسر داری ؟
& چی
-دوست پسر داری؟
&خوب نه چطور
-هیچی همینطوری خواستم بدونم
&نه ندارم
- میشه اگه پیدا کردی یا با کسی آشنا شدی بیای به من بگی
&فکر نمیکنم هیچ وقت این اتفاق بیوفته اما اگه افتاد چشم
- چرا میوفته مگه آدای من چشه خوشگل نیست که هست خوش اخلاق نیست که هست کیوت نیست که هست پسره از خداشم باشه
&نه بحث این نیست کلا من از این جور چیزا خوشم نمیاد
- آفرین همین خوبه اصلا حالا که فکر میکنم من ترو به هیچ کس نمیدم
&(خنده)
-جدی گفتم
& باشه باشه
-وای میخوام گازت بگیرم
&وا چرا
-خیلی خوشگلی مثل عروسک میمونی
&دیگه در این حد هم نه
-چرا دقیقا در همین حد
ادامه دارد...
{طابع قوانین ویسگون}
-وقتی دیدم آدا آروم شد منم آروم سرمو گذاشتم رو شونش و خوابیدم
(پنجاه مین بعد)
ویو آدا:
با سنگینی روی چشمام بیدار شدم دیدم داداش مثل یه کوالا منو بغل کرده و خوابیده خندم گرفت سریع جمعش کردم که بیدار نشه بلند شدم رفتم پایین تو آشپزخونه اونجارو جمع کردم همجارو برق انداختم بعدش خونه رو جمع و جور کردم جارو و طی کشیدم و رفتم سمت یخچال و نارنگی هارو بیرون آوردم و شروع کردم به درست کردن دسر مورد علاقه ی داداش بعد از سه ساعت بلاخره همچین تموم شد رفتم نشستم رو مبل و گوشیمو در آوردم و رفتم تو اینیستا دیگه نفهمیدم چقدر زمان گذشت که دیدم داداش داره صدام میزنه
&عه داداش بیدار شدی
-اره تو کی بلند شدی
&پنج ساعتی میشه
-چرا بیدارم نکردی
&خیلی کیوت خوابیده بودین
-من کیوتم؟
&اره خیلی
-اخه من با این ابهت کجام کیوته
&همه جاتون
-باشه اصلا هر چی تو بگی
&(لبخند)
-خونه خیلی تمیز شده کار توعه؟
&اره
-چرا خودتو خسته کردی وقتی حالت بده
&حالم خوبه
-دیگه دل درد نداری؟
&به لطف شما نه
-خیلی خوشحال شدم
&بشینید اینجا براتون دسر نارنگی درست کردم
- واقعا
&اوهم
-ایی مرسی پرنسسم خیلی هوس کرده بودم(لپشو میبوسه)
& بفرمایید
-وایی چه خوشگل شده
&نوش جونتون
-تو نمیخوری
&چرا میخورم
-پس بیا(یه کمیشو قاچ میکنه میده بهش)
&ممنونم
-اوم خیلی خوب شده دستت درد نکنه
&خواهش میکنم
- آدا
&بله
-میتونم یه سوالی ازت بپرسم
&بله بفرمایید
-تو دوست پسر داری ؟
& چی
-دوست پسر داری؟
&خوب نه چطور
-هیچی همینطوری خواستم بدونم
&نه ندارم
- میشه اگه پیدا کردی یا با کسی آشنا شدی بیای به من بگی
&فکر نمیکنم هیچ وقت این اتفاق بیوفته اما اگه افتاد چشم
- چرا میوفته مگه آدای من چشه خوشگل نیست که هست خوش اخلاق نیست که هست کیوت نیست که هست پسره از خداشم باشه
&نه بحث این نیست کلا من از این جور چیزا خوشم نمیاد
- آفرین همین خوبه اصلا حالا که فکر میکنم من ترو به هیچ کس نمیدم
&(خنده)
-جدی گفتم
& باشه باشه
-وای میخوام گازت بگیرم
&وا چرا
-خیلی خوشگلی مثل عروسک میمونی
&دیگه در این حد هم نه
-چرا دقیقا در همین حد
ادامه دارد...
- ۱.۹k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط