بهانه نیاور . . . رفتنت برای بودن با دیگری بود . . .

بهانه نیاور . . . رفتنت برای بودن با دیگری بود . . .

نه تقدیر را گردن بزن و نه به دستهای روزگار کاری داشته باش . . .

مسئله دستهای تو بود که در دستهای دیگری جا خوش کرده بود . . .

بیخیالت میشوم برو . . .

من اگر من باشم اشکی برای کسی که مرا مفت فروخت نمیریزم . . .
دیدگاه ها (۴)

در جست و جوی خاطرات.پارت ۱۴..

پارت ۹ ♧ددی من♧لنا خیلی سریع رفت جلو در و نزاشت ته در رو باز...

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑯𝒆𝒊𝒓 — 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏*آهیون با چترش رفت سر مزار مامانش*از ...

MyGirlPart 2 _ هییی حواستو جمع کن . (با داد و عصبانیت ) +این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط