آن شب به میهمانی اشکها دعوت بودیم...

آن شب به میهمانی اشکها دعوت بودیم...

من بودم...
تو بودی...
اتفاقا باران هم بود...

چه تشابه زیبایی...
من...تو...باران....
"هر سه می باریدیم"

من برای ماندن..................تو برای نماندن
'وباران برای پایان این عشق'


و تراژدی این عشق نافرجام...
اینچنین پایان یافت...

ولی من...
آخرین نگاهت را همچنان...
به دوش میکشم...


تا بینهایت...........بدون مرز...
دیدگاه ها (۲)

‌ تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم ع...

برای بودنت میمانم وبرای دیدنت میم...

رفتنم را خواستی' خوش باش حالا' میرومدرد دل ها داشت م در سین...

دوستت دارم گلم این حس زیبا مال تو آرزو دارم تمام بهترین ها م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط