دل سپردیم به چشم تو و حرکت کردیم

دل سپردیم به چشم تو و حرکت کردیم
بعدِ یک عمر که ماندیم... که عادت کردیم

دست هامان همه خالی... نه! پر از شعر و شرر
عشق فرمود : بیایید... اطاعت کردیم

خاک آلوده رسیدیم به آن تربت پاک
اشک آلوده ولی غسل زیارت کردیم

گفته بودند که آرام قدم برداریم
ما دویدیم... ببخشید... جسارت کردیم

ایستادیم دمی پای در "باب الرّاس”
شمر را -بعدِ سلامی به تو- لعنت کردیم

سهم مان در حرمت یکسره سرگردانی
بس که با قبله ی شش گوشه عبادت کردیم

تشنه بودیم دو بیتی بنویسیم برات
از غزلباری چشمان تو حیرت کردیم

هی نوشتیم و نوشتیم و نوشتیم و نشد
واژه ها را به شب شعر تو دعوت کردیم

"همه با قافیه ی عشق، مصیبت دارند”
از تو گفتیم ، اگر ذکر مصیبت کردیم

وقت رفتن که حرم ماند و کبوترهایش
بی پر و بال نشستیم و حسادت کردیم

و سری از سر افسوس به دیوار زدیم
و نگاهی غضب آلود به ساعت کردیم

تا قیامت بنویسیم برای تو کم است
ما که در سایه ی آن قامت اقامت کردیم

کاش می شد که بمانیم؛ ضریحت در دست ...
دل سپردیم به چشم تو و حرکت کردیم
دیدگاه ها (۰)

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

You are mine...⁶کمی بعد،غذا رو اوردن..+ببرید توی اتاق ملکه س...

ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۶🌌هیچ‌کس دیگر کوسه‌اش را ...

جادویی به نام عشق

مدتی هست که دیوانه شدم میدانی؟تو بگو شعرِ پر از غصه و غم...

@taninمدتی هست که دیوانه شدم میدانی؟تو بگو شعرِ پر از غص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط