کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم.
برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد,
آفتاب دیدگانم سرد می شد,
آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد.
وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم,
وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم,
شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد,
در شرار آتش دردی نهانی.
نغمه ی من ...


همچو آواری نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته.
پیش رویم :
چهره تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام :
منزلگه اندوه و درد وبد گمانی.
کاش چون پاییز بودم

*******************
فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۵)

ما گشته‌ایم، نیست، تو هم جست‌وجو نکن آن روزها گذشت، دگر آرزو...

آشفته دلان را هوس خواب نباشد شوری که به دریاست به مرداب نبا...

چشــم فـروبسته اگـــر وا کنـــی در تـــو بـــود هـــر چـــه ...

زندگي سخترين آزمون است....

برده عمارت جئون

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤍 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁷ | پارتـ ⁷🦢 𝖕𝖔𝖛 ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 162✦...................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط