رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود

رنگ اشکم بی تو دارد ارغوانی می شود
سرفه هایم تازگی ها آن چنانی می شود

انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود

هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود

کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود

شب به شب جنگ است بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پادرمیانی می شود

صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت
داستان عشق ما فردا جهانی می شود

بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده
برنگردی شاعرت قطعا روانی می شود

کار و بار آدم عاشق ندارد اعتبار
مردنش هم مثل اشکش ناگهانی می شود.

دیدگاه ها (۴)

با قلم موی خیالت یادگاری میکشمیک قفس بی پنجره با یک قناری می...

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدممثل مویت در نسیم، من هم پر...

توئی بهار عمر من؛ تو را به کس نمی دهم ،تو ائ گل شکفته ام؛ به...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۵۱ویو هینا آروم آروم چشم هامو باز کردم...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۵۱ویو هینا آروم آروم چشم هامو باز کردم...

⁵ویو تینا بعد از رفتن بچه ها من کلی کار انجام دادم مثل صراحی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط