"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

نگارم در نگاهت عشق مرده

همان عشقيكه بربادم سپرده

مرا در دير ناكامام فكندي

نصيبم گشت از تو پوزخندي

منم محبوس مژگان دو چشمت

مرا ويران نموده تير خشمت

تو قلبم را شكستي بي بهانه

نگاه سرد تو چون تازيانه

تو رفتي و وجودم بي تو پژمرد

تو رفتي بي تو تنهايي مرا برد

كنون در گوشه غسال خانه

به روي سنگ الحد بي بهانه

رهيدم از تمام دردهايم

شدم آسوده از اين رنجهايم

به سوي خاك عازم گشت جانم

روان گشتم كه تا آخر بمانم
دیدگاه ها (۲۳)

"شعر از خودم"تلاطم هاي درياي درونم خزان برگها در اندرونم دما...

شعر از خودمدريغ و ظلمت و تنهايي و شبرفيق وهمدم گشتند يا رب ش...

شعر از خودمبه دنيا آمدم بي ميل و رغبت شدم فرزند تاريكي و ظلم...

اهــــــآی رقـــیــب...یـــــآدت باشـــد...کَــــم حــــــوص...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط