یه نفر بهت صدمه میزنه. تو بهش فرصت جبران میدی و اون دوبار

یه نفر بهت صدمه میزنه. تو بهش فرصت جبران میدی و اون دوباره بهت آسیب می‌رسونه.
قسمت ناراحت کننده‌اش اینجاست که یه حسی درون قلبت ازت می‌خواد باز هم بهش فرصت جبران بدی اما دیگه نمی‌تونی. نه از ترس اینک دوباره آسیب ببینی، نه. چون دیگه چیزی ازت باقی نمونده. تو فقط نمی‌خوای باورت به خوب بودن اون آدمو از دست بدی. حتی اگه اون آدم واقعا خوب نباشه.
این خیلی غم‌انگیزه.
دیدگاه ها (۱)

‏یه سری آرزوهام هستن که وظیفه‌‌شون «به دل موندنه»

عنوان : تماشای فروپاشی یک خورشیدهمه از تو می‌پرسن: چرا دیگه ...

عزیزکم... @Agustin داری می‌خونیش، نه؟میدونم دوست نداری اینطو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط