گفت: محبت کن، راه دوری نمی رود.

گفت: محبت کن، راه دوری نمی رود.
گفتم: برعکس، محبت همه جا می رود،
از زمین تا آسمان، از دل به دل،
حتّی تا پیش خدا هم می رود...
دیدگاه ها (۱)

توقعاتی که از دیگران دارید،میله هایی هستند که با آن،قفس خودت...

گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید...

قسم سهراب سـپهری:به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن...

نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بودپ...

خدایا زمین‌گیرمان نخواه،آسمان‌گیرمان‌کن.ارسالی از بنده‌ی‌خدا...

عاشقانه های شبنم

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط