ما دو پیرهن بودیم بر یک بند....

ما دو پیرهن بودیم بر یک بند....
یکی را باد برد دیگری را هر روز باران خیس میکند‌..
دیدگاه ها (۹)

هم رفتنم خطاست و هم بازگشتنمچون اره در گلوی سپیدار مانده ام....

با او بگو که مهر تو از دل نمیرود…‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌...

بیخودی شلوغش کرده اند!!بی تو پاییزاتفاقی ست کههر روز در من م...

از تو چه پنهان !دچار لعنتی ترین حسِ ممکنِدنیا شده ام؛چیزی بی...

نیت آنها خداست؛مدافع حرم ، در واقع از کشور خود دفاع میکندبه ...

همـه ما روزي فراموش خواهيـم شـد. يکي در زير خـروارها خـاک، ي...

در روز امتحان جز دفاع از خاک راهی نیستیکی از بخش‌های ماندگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط