ای کلبه‌ی متروک

ای کلبه‌ی متروک

فروریخته

بر خویش

ویرانه شدن

چاره‌ی بیگانه

شدن بود؟
دیدگاه ها (۱)

بعضیا هستن کتمام عمرشون رو سعی میکننک رابطشون رو با ی آدم اش...

وقتــــــ ــــــــےیہ בوســت مجــ ــازۍبہت آرامــ ـــش میدهب...

چقدرخاطره ی ناتمامدارم من!که اسم ِ تک تکشانحکمت است وتقدیر .

گاهی دوست داریغافلگیر شـویمــثلا بفهمـــییـک نــفر آن دوردور...

‌ ‌‌ ‌ ‌   ‌ ‌‌ ‌ ‌  ویران نشده را حوصله ی منت معمار نباشد ‌...

شوق دیدار توسر رفت زِپیمانه ی ماکِی قدم می نهیای شاه به ویرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط