خدایا نمیدانم در حوالی این دل تنگ وآشفته ام چند دقیقه ای

خدایا نمیدانم در حوالی این دل تنگ وآشفته ام چند دقیقه ای سرپا بوده ای ...چند لحظه ای مکث کرده ای، لبخندی زدی.. رفته ای یا هنوز ساکت و صبور تماشایم میکنی؟
دلم برایت تنگ میشود ، چه خوب که هستی .. اما راستش بعضی اوقات نمیخواهمت..نه فقط تو را ،هیچ کس را ،حتی خودم...
راه های فراوانی رفته ام هیچ کدام مرحمی نبود تو هم نبودی ،آخر مگر همدم ساکت میشود؟
دل خوش هم نمیخواهم ..دلم که خوش باشد ، دل بنده دیگرت به درد می آید...من راضی به ناخوش بودن بنده هایت نیستم ...
ولی نمیدانم تو چطور راضی به دلگیر بودنم هستی؟
خوش‌ به حالت. خدایی، قوی هستی و نمی‌دانی دلتنگی یعنی چه
عاشق نمی‌شوی
دوری اذیت‌ات نمی‌کند
کسی را نداری که دل‌تنگش شوی...
فرودگاه نرفته‌ای تا گریان از پشت پنجره با هواپیما بای بای کنی...
سر مزار هم که بروی گریه نمی‌کنی... چون قوی‌ای...
ولی خب کسانی که قوی هستند در این‌جور مواقع دیگران را آرام می‌کنند...
این‌کار را چرا نمی‌کنی؟
کفره ولی میگم خدا ،اصلا هستی ؟؟ #khatereh
دیدگاه ها (۲)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

💕🥰... @yasamin11455 ❣#مخاطب  كه تو باشى ...مگر جز عاشقانه‌ه...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

وقتی جلوشون گریه میکنیم

عاشقانه های شبنم

رمان ونزدی آدامز کاپشن مهم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط