دیداردوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_54

ــ ولی من دلم نمی‌خواد بخوابم.

+خودشو زده بخواب.

ــ من که میدونم تو بیداری کوچولوم.

+(سرشو توی سینه جونگ کوک فرو می‌بره و میگه)
+امشب خیلی زود نیست.

ــ نه نیست.

+ولی من دوست دارم توی بغلت باشم هنوز.

ــ خوب بلدی بحثو بپیچونی.

+ آهوم.

ــ نمیخوای چیزی بگی؟

+ جواب نمیده.

ــ چه بخوای چه نخوای امشب مال من میشی.

+باشه

ــ الان یعنی قبول کردی؟

+آهوم حالا میشه ولم کنی.

ــ باشه

+(نشست روی تخت)
+داشتم خفه میشدم.

ادامه دارد...................
دیدگاه ها (۰)

#دیدار_دوباره #پارت_55+پاشو بریم پایینــ باشه..............+...

#دیدار_دوباره #پارت_56هانا: زنعمو‌بنظرتون خیلی براشون زود نی...

#دیدار_دوباره #پارت_53ویو ا/ت+صبح با برخورد نور آفتاب بیدار ...

#دیدار_دوباره #پارت_52ویو ا/ت+بعد از اینکه اومدم بیرون روی ت...

#سناریو موضوع= وقتی نصفه شب میره پیششون بخوابی{برادر بزرگتر}...

Mafias Stepdaughter

خون آشام عزیز (80)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط