ویو آت

ویو آت
بیدار شدم امروز ساعت ۳ مدرسه دارم اینکه با اون گوزو هم مدرسه ایم اذیتم می‌کنه رفتم WC صورتمو شستم لباس ساده پوشیدم واقعا چقدر این خونه چسی بود و در زدن

بیا تو
خدمتکار اومد
∆بانوی جوان خدمتکار شخصیتونم اومدم روتینتونو انجام بدم و کمک کنم برای صبحانه‌ آماده بشیذ

لازم نی امادم خودم

∆چی؟اما بانو جوان جسارتا شما حق ندارید داخل عمارت ازین لباسای ساده بپوشید باید لباساتون خیلی مجلل باشه

ها؟هااا؟من نمیتونم ازون لباسا بپوشممممم برووو
∆بانو لطفا...اگه شما قوانین و یاد نگیرید ارباب منو دار میزنه خواهش میکنم

هوفی کشیدم درسته بدم میومد اما نمی‌خواستم بخاطر لجبازیم یه نفر بمیره
باشه باشه بیا هر غلطی میخوای بکن اما وای به حالت اگه ساده ترینشونو برنداری
∆من...
بدووو
∆چشم
اومد و لباس و داد بهم خیلی پرنسسی بود واسه همون انداختمش اونور و رفتم سمت یه لباس خفن
∆این هم میتونید بپوشید اما شما بانو...
من ترجیح میدم اینو بپوشم (عکسشو میزارم)
∆اوه امروز بانو لیسا هم قراره ست این لباس و بپوشن البته اگه ارباب جوان گیر نده خیلی زیباست شما مشکیشو بپوشید ا
باشه برو بیرون بپوشم
∆ من باید کمکتون کنم
دیدگاه ها (۱۲)

ویو آتدستامو نشونش دادم+دارم خودم ازینا برو بیرونرفت بیرون ل...

ویو لیساخیلی خسته شده بودم واقعا کابوس هاش به شدت بد بود مثل...

(فردا)ویو تهیونگبا صدای ناله بلند شدم و فهمیدم لیساست آخه مگ...

ویو تهیونگخیلی دختر معصوم و مظلومی بود و میدونستم افسردگی دا...

رمان آلفای بی رحم من پارت ۴نامجون: مطمئنی؟جین:تاحالا تو زندگ...

#ابنبات_تلخPaRt:۲۱.خدمتکار : ارباب گفتن قانون هارو بهت بگم ا...

عاشقم باش part 10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط