تو را نادیدن ما غم نباشد**که در خیلت به از ما کم نباشد

تو را نادیدن ما غم نباشد**که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی**ولیکن چون تو در عالم نباشد
عجب گر در چمن برپای خیزی**که سرو راست پیشت خم نباشد
مبادا در جهان دلتنگ رویی**که رویت بیند و خرم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد**که با من می‌کنی محکم نباشد
که دانستم که هرگز سازگاری**پری را با بنی آدم نباشد
مکن یارا دلم مجروح مگذار**که هیچم در جهان مرهم نباشد
بیا تا جان شیرین در تو ریزم**که بخل و دوستی با هم نباشد
نخواهم بی تو یک دم زندگانی**که طیب عیش بی همدم نباشد
نظر گویند سعدی با که داری**که غم با یار گفتن غم نباشد
حدیث دوست با دشمن نگویم**که هرگز مدعی محرم نباشد
(سعدی)
دیدگاه ها (۱)

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود**وآن دل که با خود داشتم...

من ازعهدآدم تورادوست دارم/ازآغازعالم تورادوست دارم/چه شبهامن...

نگــــــاه کــــــــه هرزه باشـــــــــد...حجـــــــاب همـــ...

بعـــضیام هستـــــــــن وقتی بهت زنـــــــگ میزنن نبــــــــ...

تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از دس...

.تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از د...

تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از دس...

تــو را نادیــدن ما غـم نبـــاشدکه در خیلت به از ما کم نباشد...

تو را نادیدن ما غم نباشدکه در خیلت به از ما کم نباشدمن از دس...

.تو را نادیدنِ ما غم نباشدکه در خَیلت به از ما کم نباشدمن از...

بیا تا جان شیرین در تو ریزمکه بخل و دوستی با هم نباشدنخواهم ...

تو را نادیدنِ ما غم نباشدکه در خَیلت به از ما کم نباشدمن از ...

روزی تو خواهی آمد از کوچه های بارانتا از دلم بشویی غمهای روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط