طبیـــبم گر تو میبــــاشی ،خدا را شکر  بیمـارم

طبیـــبم گر تو میبــــاشی ،خدا را شکر  بیمـارم
به بالیــنم  چومی آیی، حریص درد بســیارم

اگرمرگ است آن خوابی که پایانش تو میباشی 
 ببندم چشم خود هردم، ولی افــسوس بیدارم

شب تاریک هجران گر، طلوعش وصل توگردد  
  فراق وفصـل هجرانت به جان ودل خریدارم

سحرها بی‌تو تاریک وغروب نزدیک‌تر باشد  
  که با تو جنــسِ پاکیم، بــدون توخــطا کارم

توبارانـی ولی بی‌تو، دو چشمــم ابـرمـی‌باشـد 
 که با چشمـــــان ابری‌ام تمــام عمر می بارم
دیدگاه ها (۴)

کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم بدنت را اثری ناب ...

لبخند تو عشق است ولی با همگان نه ...با ما به از این باش ولی ...

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب ان...

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط