ادامه پارت عاشق روانی

ادامه پارت۷ عاشق روانی
سوزی رو انداخت رو زمين و روش خیمه زد
کوک : سعی نکن از دوست دختر من مراقبت کنی
هیچ کس بهتر از من مواظبش نیست بعد از روی سوزی پاشد اومد سمت من دستام رو باز کرد و براید استایل بغلم کرد
سوزی :دوستم رو بزار پایین مرتیکه عوضییی( داد )
کوک: به تو ربطی ندارههههه (دادددد )
سوزی: هرکاری می خوای با من بکن ولی دوستم رو ول کن
( گریه )خواهش هقققق می کنم
هق کوک: هرکاری ؟
سوزی: اون بهترین هقققق دوست منه هق نمیزارم بهش آسیب بزنی
کوک :باشه اول حساب تورو می رسم بعد
دوستت منو گذاشت پایین رفت سمت سوزی
ات: خواهششش میکنم ولش کن
کوک :ات تو دخالت نکن واگرنه تنبیهت بیشتر میشه بلند شدم رفتم جلوش گفتم :این دیوانه بازی هارو تموم کن اون دوستمه ولش کن تا باهات بیام بعد رفتم سمت سوزی سریع بلندش کردم
ات : سوزی برو سر کلاس سوزی: نه ات من تنهات نمیزارم که یهو
کوک داد زد: بسهههههه ات پاشو بریم ات:من نمیام کوک: پس الان می خوای چکار کنی بدون لباس( بچه ها ات الان فقط شرت تنشه) ات: نمیدونم( داددد) کوک :صداتو بلند نکن ات :سوزی برو سر کلاس و هیچی نگو سوزی :ات ... دستم و گذاشتم روی لبش ات: سوزی اینکارو بخاطر من انجام بده
دیدگاه ها (۶)

میدونم قدیمی ولی بامزست

جیهوپ🌞🌞🌞🌞🌝🌝🌝🌝سانشاین ما

پارت۷ عاشق روانی با صدای خمار گفت: باید اینجا رو هم تمیز کن...

ازم بپرسید راستش رو میکم

پارت نمیدونم چند

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

ات با تعجب گفت: سانگ چی میگی؟ کوک : ات درسته؟ات: سانگ بگو که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط