هر زن

هر زن
در سکوت خود
مردی را پنهان کرده است.

گاهی که زندگی حواسش نیست
بیرونش می آورد
سر میز شام می نشاندش
برایش شمع روشن می کند
و با یک موسیقی ملایم
با او می رقصد
اوج می گیرد
پرنده می شود...

هر زن
اسم کوچک مردی را
روی شناسنامه ی قلبش
نوشته است....❤️
دیدگاه ها (۱)

حضــرتـِــ ؏ــشـق ♥️بفرما ڪه دلم خانه تـــوستـــ . . .سرعقل ...

‌‌‌‌‌‌‌مپرس از من چرا در پیلہ‌ے مهر تو محبوسمڪہ عشق از پیلہ‌...

دیدے آخر با غـزل هایت هوایے شد دلم؟بعد ازآن شیرین زبانیها چه...

تو را در صفحه‌ی این دل تماشا می‌کنم گاهیازاین واگویه‌های خود...

شام خورده نشدهنورِ گرمِ شمع‌ها روی میزِ شام می‌رقصید. مارک ب...

پادشاه مافیا

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁶⁹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨با عجله از پله‌ها پایین آمد. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط