دیشب با بارون مسابقه دادم اون بارید من گریه کردم باهاش

دیشب با بارون مسابقه دادم ,اون بارید من گریه کردم ,باهاش از تو حرف زدم اون دلتنگ خورشید شده بود و من دلتنگ تو
دیدگاه ها (۲)

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگه خیانت نکردم...فکر نکن نمیتونستم...اتفاقا خیلی...

طبیعت یهویی

بعضی اوقات به خودم میگم چقدر احمق بودم که درس و نخوندم تا با...

رمان: درد عشــقبارون می بارید و رعد برق باعث لرزیدن پنحره می...

دلم........خیلی برات تنگه بی معرفت🥺چرا چشماتو رو همه چی بستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط