I can be myself with him

I can be myself with him
Part²³

سوهو برای دوستاش تعریف میکرد چه اتفاقی افتاده..چشم غره‌ای برام رفت..و من اهمیتی ندادم که عصبی شد
داشت دوباره میومد سمتم ولی ستاد لی اومد..با خنده و خوشرویی شروع کرد به درس دادن
وسط کلاس سوهو همش بهم تیکه مینداخت و وفتی دید من جوابشو نمیدم ساکت شد
طرح ساختمانی رو کشیدیم..اخر کلاس بود که استاد لی تصمیم گرفت درمورد یه موضوعی صحبت کنه:

استاد لی:خب بچه ها..همتون میدونید که قراره حدود یه هفته‌ی‌دیگه برای طرح دانشگاه،به یه خونه ی جداگانه برید..دوتا گروه شدید و هرگروه خونه ی جداگانه داره..تمام وسایل و امکانات در دسترسه..خودتون هم امضا کردید..این موقعیت تا زمانی ادامه داره که شما طرحتون اماده بشه..برای یک فرد مهمه این طرح کشیده میشه و مطمئنم میتونید عالی انجامش بدید..فایتینگ!

ازش تشکر کردیم..زنگ خورد..کیفمو برداشتم..میخواستم از استاد چندتا سوال درسی بپرسم..تقریبا همه ی بچه ها رفته بودن

-ببخشید استاد لی..میشه چندتا سوال ازتون بپرسم؟
استاد لی:بله حتما

سوال هامو پرسیدم و با دقت پاسخ میداد..همشونو یادداشت کردم و ازش خداحافظی کردم
به محظ اینکه پامو بیرون از مدرسه گذاشتم،یه نفر موهامو کشید
سوهو بود..اما اینبار با دوستاش اومده..با صدای بلند گفتم:

-خیلی ترسویی..نتونستی تنهایی جلوم وایسی،رفتی دوستاتو اوردی
سوهو:ساکت میشی یا نه؟(بلند)
-نه نمیشم..میخوای چه غلطی بکنی؟

یهو یه چاقو در اورد و روی گردنم نگه داشت..با پوزخند بهم نگاه میکرد..دوستاش فیلم میگرفتن
منو برد توی یه انباری و پرتم کرد
از فرصت استفاده کردم و چاقو رو ازش گرفتم..یکی از دوستاش دوباره منو گرفت و دیگه هیچی نفهمیدم

چشمام رو باز کردم..توی همون انباری بودم..شب شده بود و چیزی معلوم نبود..یه لامپ کوچیک روشن کردم
بدنم پر از جای زخم بود..حتی کنار رگم هم جای چاقو بود..اشکی از چشمام پایین اومد
خودمو جمع و جور کردم..کیفم رو برداشتم و راهی خونه شدم
در رو باز کردم..لباسمو در اوردم و وارد حموم شدم
توی وان نشستم..بدنم کمی میسوخت
خودمو شستم و اومدم بیرون..یه لباس تو خونه‌ای پوشیدم
جای زخم هارو تمیز کردم
کِرِم زدم و بعد روشون چسب زخم زدم
یه چیزی برای خودم درست کردم و خوردم
روی مبل نشستم..گوشیم زنگ خورد
با دیدن اسم تهیونگ روی صفحه ی گوشیم،لبخند زدم
تماس تصویری رو وصل کردم:

+سلام کوچولو
-سلام..چرا امروز غایب بودی
+یه مشکلی برام پیش او...
حرفشو قطع کرد و ادامه داد:
+گردنت چی شده؟
-هیچی..چیزی نشده
+ببینم گردنتو

چشمام رو بستم و گوشی رو روبه گردنم بردم..چشمای تهیونگ با دیدنش گرد شد

+کی اینکارو کرده؟
-با یه نفر توی پارک بحث کردم..زیاد چیز خاصی نیست
+نیلسو اون جای چاقوعه؟
-نه بابا..گردنم رو خاروندم یکم زخم شده

کمی حرف زدیم و بالاخره قانعش کردم..البته من اینجوری فکر میکنم
یه سریال پیدا کردم و شروع کردم به دیدنش

حدودا ساعت یک شب شده بود...

*ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۳)

سلام چطورید؟✨️خیلی‌ها توی پارت قبلی گفتید که چرا انقدر دیر م...

I can be myself with himPart²⁴کم‌کم خوابم برد...صدای آلارم گ...

I can be myself with himPart²²کیفمو برداشتم و رفتم سمت صندوق...

I can be myself with himPart²¹به سمت دستشویی رفتم و صورتمو ا...

عشق دردناکp¹⁹+خفعهههه شوووو سزای شما هرزه ها همینهیه شلاق دی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط