من اگــر مرد بودم

من اگــر مرد بودم
دست زنی را می گرفتم
پا به پایش فصل ها را قدم می زدم
و برایش از عشق و دلدادگی می گفتم
تا لااقل یک دختر در دنیا
از هیچ چیز نترسد
شما زن ها را نمی شناسید
زن ها از همه چیز می ترسند
از تنهایی
از دلتنگی
از دیروز
از فردا
از زشت شدن
از دیده نشدن
از جایگزین شدن
از تکراری شدن
از پیر شدن
از دوست داشته نشدن
و شما برای رفع این ترس ها
نه نیازی به پول دارید
نه موقعیت
و نه قدرت
نه زیبایی
و نه زبان بازی
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید
کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید
تقصیر شما بود که زن ها آن قدر عوض شدند
وقتی شما مردها شروع کردید به گرفتن احساس امنیت
زن ها عوض شدند
آن قدر که امنیت را در پولِ شما دیدند
آن قدر که ترس از دوست داشته نشدن 
را با جراحی پلاستیک تاخت زدند
و ترس از تنها نشدن را 
با بچه دار شدن

عشق ورزیدن و عاشق کردن
هنر مردانه ای ست
وقتی زن ها شروع می کنند به ناز خریدن و ناز کشیدن
تعادل دنیا به هم می خورَد 
#سیمین_بهبهانی#شعر#شاعر#مرد#زن#انسان#انسانیت


#شب#بخیر دوستای گلمممممممممممممممم
دیدگاه ها (۵۲)

وصیت نامه کوروش هخامنشی(1)        ای پروردگار بزرگ ، خداوند ...

وصیت نامه کوروش بزرگ (2)در سراسر زندگی به آنچه خواسته ام رسی...

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است «جشن سده» بسان جشن‌های نوروز، م...

جشن سوری #قسمت5سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران...

خواب رویایی part: ۶ ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط