#شیرینی درد به انتقامشه

#شیرینی درد به انتقامشه
پارت ۵۱
و با قرار گرفتن دست پسرک روی تفنگ و جای گرفتن لبخندی روی صورتش
تمام افکار دخترک رو برای لحظه‌ای کوتاهی از تنفر دروغین که دخترک از پسرک در قلبش ساخته بود ویران کرد
کوک چیزی زمزمه کرد
با گیجی بهش خیره شدم
با حرکت پاهاش به خودم اومدم
چند قدم عقب رفت
و در نقطه‌ای روی صخره ایستاد
پسرک با چشم های که معصومیت ازشون میبارد به دخترک خیره شد
و لب‌هایش چیزی رو زمزمه میکردن
نمیتونستم باور کنم من از این فرد متنفر باشم با تمام توان وجودم تلاش میکردم امواج خروشان درون رو رام کنم
تلاش کردم خودم رو حفظ کنم
ولی اون با چشم های که میدرخشیدند بهم خیره شده بود و اون لبخندش که مثل حلال ماه در تاریکی وجودم نمایان میشد
فقط زمزمه میکرد
و من چیزی از حرف هاش رو نمیفهمیدم
دست هاش رو ...
پایان
امیدوارم خوشتون اومده باشه و لطفا ازم حمایت کنید
من کاربر پیچ m_ahma@که بلاک شده
و اینجا فیک میزارم دوباره
پس لطفا ازم حمایت کنید
دیدگاه ها (۱۴)

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

پارت ۱۶بعد از رفتن تهیونگ، با عصبانیت برگشتم سمت جونگکوک._پد...

برده عمارت جئون

My professor Chapter:2Part:91پرستار: خانم پارک... بیدارید؟صد...

★彡   Part 67 彡★ توان پلک زدن نداشتم.چون می ترسیدم از دستش بد...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part6:عینکه رویه صورتش رو که مثله نقابی بود ...

تکپارتی جونگ کوک

### پارت ۲: تاوانِ یک نگاهصدایِ خیسِ بارون بیرون از انبار، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط