رفاقت رو از دست فروش بازار نخريدم بلكه توكوچه هاي خاكي مح

رفاقت رو از دست فروش بازار نخريدم بلكه توكوچه هاي خاكي محلمون ياد گرفتم پس خوب ميدونم براي كدوم رفيق زمين بخورم كه از زمين خوردنم شاد نشه بلكه دست خاكي ام روبگيره واز زمين بلندم كنه‎ ‎
دیدگاه ها (۱)

سلامتى اونى که بهش گفتن اگه عشقت بميره چيکار ميکنى گفت منم و...

شهر من غربت، دیارم بی کسی، اندکی بالا تر از دلواپسی، چندمتری...

رفیقی دست شو گذاشت روی شونه رفیقش وازش پرسيد: توقويتري يا من...

دوست واقعي مثل يک صبح زيباست!نميشه تمام روز داشتش: ولي مطمئن...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 109・⁠]⁠ᕗدین سرش رو پایین اند...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

ادامه پارت 156رفتم لب پنجره قصر انگار اروم بود....اروم چه وا...

پارت ۲۲بعد کلی تفریح عمو تلویزیون و خاموش کرد و و میز کنار ...

نبرد در قلعه ی بینهایت پارت ۳

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط