فیلیکس:خیلی خوشبختم من دوست صمیمی ا.تم

فیلیکس:خیلی خوشبختم من دوست صمیمی ا.تم
کوک:همچنین
جین:حالا اول چی سوار شیم
ریوجین:ام بریم ترن هوایی
همه:ارههههه
ا.ت:پس بزن بریم
همه:هووووو
همه به سمت ترن هوایی رفتیم یکی از پسرا رفت حساب کنه بعد رفتیم روی سندلی های ترن هوایی(دلم شهربازی خواست🥲)نشستیم بورام کنار من نشسته بود برای همین خیلی راحت لرزش دستاش رو میدیدم هه فکر کنم خیلی می‌ترسه ترن هوایی حرکت کرد که لرزش دست های بورام بیشتر شود
بورام:ا...ا.ت
آ.ت:ها
بورام:من...من از ارتفاع میترسم
ا.ت:(خنده)
بورام:یاااا توروخدا بگو وایسته
ا.ت:نترس باشه همه چی اوکی پس لطفا جیغ نزن
بورام خیلی ترسیده بود نمیدونم چرا دلم براش سوخت آه ولش کن اصلا ترن رسید به جای حساسش که...


عزیزان میدونم خیلی کم بود اما امروز کلی پست گذاشتم دیگه دستام سر شده اگر دوست دارید پارت بعد رو بزارم تو کامنتا بگید و حمایت کنید💚🥑
دیدگاه ها (۱۴)

ترن رسید به جای حساسش که بورام خیلی حالش بد شدا.ت:بورام خوبی...

بچه ها شاید نتونم فردا پست بزارم اما اگر وانشات کوک رو حمایت...

خواستم درو باز کنم که دیدم قفلهشوگا:ا.ت بخدا...بخدا کاریت ند...

بچه ها الان وانشات کوک رو بزارم یا شوگا؟

عشق مافیا

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون) P⁴⁷*وارد شرکت شدم،رفتم طبق...

#قمار_سرنوشت پارت¹⁹تو پاساژ چند تا مغازه دیدیم اما من از لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط