هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم ؟

هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم ؟
من اگر اینهمه بیدار نباشم چه کنم ؟
گریه بر درد فراق تو نکردن سخت است
خونجگر از غمت ای یار نباشم چه کنم ؟
عده ای بر سر آنند اسیرت نشوند
من بر آنم که گرفتار نباشم چه کنم ؟
تو چه کردی که من از خواب و خوراک افتادم ؟
راستی ، اینهمه بیمار نباشم چه کنم ؟
چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر
عاشق روی تو یکبار نباشم چه کنم ؟
به طلبکار بدهکار نباشم چه کنم ؟
خواستم نام مرا هم بنویسند همین
سر بازار خریدار نباشم چه کنم ؟
من اگر مثل تو هر صبح و غروبی آقا
فکر بین در و دیوار نباشم چه کنم ؟
دیدگاه ها (۲)

سلام .وقتی این نامه را برایت می نویسم دلم می خواهد از زندگی ...

توکل برخدایت کن؛ کفایت میکندحتما؛ اگرخالص ش...

‌ ‌ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرستجانم ازجام می عشق تو دی...

گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنمگفت نبض ضربانی تو بگو من چک...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟥- خیلی خب باشهیونگی سرش رو بالا اور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط