چه شود به چهره زرد من، نظری برای خدا کنی'

چه شود به چهره زرد من، نظری برای خدا کنی'
که اگر کنی، همه درد من به یکی نظاره دوا کنی'
تو شهی و کشور جان تو را، تو مهی و جان جهان تو را'
ز ره کرم، چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی'
ز تو گر تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم'
همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی'
تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین'
همه غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی'
تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران'
قدمی نرفته به کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی'
دیدگاه ها (۳)

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

🌸❤چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

تقدیم به نورچشمام جانانم:🌸🧿🫀چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای...

چه شود به چهره ی زرد من، نظری ز بهر خدا کنیچه شود به چهره ی ...

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنیکه اگر کنی همه درد م...

چه شود که به چهره ی زرد من، نظری برای خدا کنی... که اگر کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط