وقتی حامله بودی و اون بچه نمیخواست پارت
وقتی حامله بودی و اون بچه نمیخواست پارت 1
سلام 👋
من لی نینا هستم.
23 سالمه.
ی عکاسمو تو ی عکاسی کار میکنم.
4 ماهه با نامجون ازدواج کردم.
من عاشق بچه ام.
سلام 👋
من کیم نامجون هستم.
26 سالمه.
ی حسابدارم.
4ماهه با نینا ازواج کردم و خیلیییی دوسش دارم.
نینا عاشق بچه اس و من از بچه متنفرم.
آخه فک میکنم ممکنه بچه بینمون جدایی بندازه.
ما یه سگ داریم که پودله پسره اسمش آکوست.
ویو نینا....
از سرکار برگشته بودم.
چند وقت بود حالم هی بهم میخورد.
امروز نشسته بودم که یکدفعه بالا آوردم میخواستم برم دکتر که دیدم ساعت7 چند دقیقه دیگه نامجون میاد،درحالی که من هنوز غذا درست نکردم و خونه نا مرتبه.
لباسامو پوشیدم آرایشمو تمدید کردم،موهامو بافتم،لباس های لکوا کثیف شده بود که لباس تمیز تنش کردم و تصمیم گرفتم سوشی خیار درست گنم چون خیلی راحته درست کردم که صدای زنگ در اومد.
سلام 👋
من لی نینا هستم.
23 سالمه.
ی عکاسمو تو ی عکاسی کار میکنم.
4 ماهه با نامجون ازدواج کردم.
من عاشق بچه ام.
سلام 👋
من کیم نامجون هستم.
26 سالمه.
ی حسابدارم.
4ماهه با نینا ازواج کردم و خیلیییی دوسش دارم.
نینا عاشق بچه اس و من از بچه متنفرم.
آخه فک میکنم ممکنه بچه بینمون جدایی بندازه.
ما یه سگ داریم که پودله پسره اسمش آکوست.
ویو نینا....
از سرکار برگشته بودم.
چند وقت بود حالم هی بهم میخورد.
امروز نشسته بودم که یکدفعه بالا آوردم میخواستم برم دکتر که دیدم ساعت7 چند دقیقه دیگه نامجون میاد،درحالی که من هنوز غذا درست نکردم و خونه نا مرتبه.
لباسامو پوشیدم آرایشمو تمدید کردم،موهامو بافتم،لباس های لکوا کثیف شده بود که لباس تمیز تنش کردم و تصمیم گرفتم سوشی خیار درست گنم چون خیلی راحته درست کردم که صدای زنگ در اومد.
- ۳.۹k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط