یار باید که غم یار خورد یار کجاست

یار باید که غم یار خورد یار کجاست
غم دل هست فراوان دل غمخوار کجاست
ماه من روشنی دیده ی بیدار منست
یار رب آن روشنی دیده ی بیدار کجاست
نرگس از چشم تو مردم کشی آموخت ولی
چشم او را مژه و غمزه ی خونخوار کجاست
نیست در حلقه مستان تو بیگانه کسی
همه یارند در این دایره اغیار کجاست
شد گرفتار فغانی بکمند غم عشق,
کس نپرسید که آن صید گرفتار کجاست ..
دیدگاه ها (۱)

خاص

من باشم او باشد یک صبح دل انگیز ایام نکو باشد و پس خاطره ان...

عاشقانه

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿✿ ای چراغ چشم توفان بار ما بیش ازین غ...

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط