شب رویایی

شب رویایی
پارت ۲۹


اون سوک با لباس های کوتاه و باز سیاهی که پوشیده بود با کفش های پاشنه بلند از پله ها پایین اومد جیمین پایین پله ها منتظر اش بود با دیدن اون سوم خیره بهش نگاه میکرد اولین دختری بود که از نظرش خوشگل بود
اون سوک بس توجه خواست از کنارش رد بشه اما جیمین بازوش رو گرفت درحالی که جیمین صورت اش طرفه پله ها بود اون سوک صورت اش طرفه در بود سکوتی در اون سالن بزرگ بود فقط نفس های سریع سریع اون سوک به گوش می‌رسید جیمین با لحن عجیبی حرفش رو بیان کرد
که دله اون سوک لرزید
جیمین : چرا ازم فرار می‌کنی
اون سوک خودش رو سخت کرد و با لحن محکمی گفت
اون سوک : من فرار نمیکنم تو باید فرار کنی
بازوش رو از دست جیمین جدا کرد همه آماده اومدن
گائول : حالا که آماده شدین بزن بریم
از آپارتمان خارج شدن هر یکی سوار ماشین خودش شد گائول هم سوار موتورش شد حرکت کردن سمته کلاب

اسلاید ها پست بعدی

وارده کلاب شدن صدای موزیک بلند بود سمته میزی رفتن و کنارش ایستادن کیونگ می بخاطر یقه لباس قرمز بلند اش که به شدت باز بود حتا پایین تر از خطه سینه هایش معلوم میشد همش لباسش از شون هاش پایین می‌رفت
لباس رو کمی بالا کشید گائول که کنارش ایستاده بود با دستش زد به شونه کیونگ می و با نیشخند گفت
گائول : چرا بالا میکشیش خوب داش تهیونگ ببین چه خوب نگاه میکرد
کیونگ می : هی تو به چی نگاه می‌کنی
تهیونگ : به تو
گائول : خوب داره به سینه هات نگاه میکرد هی داشت تهیونگ بزارش واسه وقته خواب اونجا کارتون رو بکنید
تهیونگ لیوان شراب قرمز رو برد سمته دهانش و کمی ازش خورد با پوزخندی گفت
تهیونگ : آره الان که رنگش سفیده فردا آبی
کیونگ می : چقدر بامزه بودی تو کیوتچه
تهیونگ : کیوتچه ؟ بامزه ؟ من چقدر تو شیرین زبونی
گائول : بح چه زوجه خوبی خوب داش خونی من با دوست دخترش چیکار می‌کنه نمی‌خواد کاری بکنه
جیمین با دستش موهای گائول رو خراب کرد با خنده گفت
جیمین : بامزه کی‌ بودی تو
گائول : بح چه داش باحالی دارم اون سوک تو چرا ساکتی شاید بخاطر اینه که دیشب زیادی خسته شدی به داشم میگم بهت آسون بگیره
اون سوک : منو اون تو رابطه نیستیم
گائول : گرفتم قراره از این به بعد باهم باشید
جیمین : آره انگار
اون سوک : همچین چیزی نیست
جیمین : مطمئن نباش
اون سوک : مطمئنم
گائول : آها بقیه هم اومدن
آیرا جیهو اون وو سمته اونا اومدن آیرا خودشو پرت کرد تو بغل تهیونگ اون به سختی از خودش جداش کرد
تهیونگ : آنقدر بهم نجسپ
اون وو سمته اون سوک رفت کنارش ایستاد
اون وو : اون سوک چه خوشگل شدی
اون سوک : چشمات خوشگل میبینن
کیونگ می که فهمید الان که جیهو بهش بچسپه نفسه کلافه ای کشید لیوان شراب قرمز رو برد سمته دهانش و کمی ازش خورد ...
دیدگاه ها (۰)

اسلاید ۱ لباس اون سوک اسلاید ۲ لباس کیونگ می اسلاید ۳ استایل...

شب رویایی پارت ۳۰جیهو نزدیک کیونگ می شد تهیونگ چهار چشمی نگا...

شب رویایی پارت ۲۸اسلاید ۲ گائولخانم/ک: وای پسرم باورم نمیشه ...

شب رویایی پارت ۲۷سر میز صبحانه نشسته بودن صبحانه می‌خوردن کی...

بال های سرخ پارت ۲

بالهای سرخ پارت ۳

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط