مثل تاکسی های شهر

مثل تاکسی های شهر
ذهنم خالی می گردد
به دنبالِ خاطره یی دربست
از تو ...
دیدگاه ها (۲)

آنکه مست آمد و دستی به دلِ ما زد و رفتخواست تنهایی ما را, به...

این عصرچقدر غم انگیز استانگاردر تمام قطارها و اتوبوس هاتو دو...

به خاطر خودت می گویمکه سردت نشودکه دلت نلرزدکه ترس برت ندارد...

شب افتاده ست و من ،تنها و تاریکم؛و در ایوانو در تالاب من دیر...

تاکسی شهرستان دربستی (1405)

در میانِ شلوغی های ذهنمجای یک دوستت دارم از زبانِ تو چقدر خا...

چ دردناکه وضعیت این مرد خدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط