به کعبه گفتم :

به کعبه گفتم :

تو از خـاکی منم خاک ،

چرا باید به دور تـو بگردم ،،!

ندا آمـد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تـا من بگردم ...
دیدگاه ها (۴)

گفـتم : چقدر احسـاس تنهـایی می‌کنم …گفـتی : فـانی قـریب ...

شادی اش طلوع همه آفتــــاب هاستو صبحــــانهو نــــان گرمو پن...

زندگــ🌸 ـی به تو میخندد هنگامی که ناراحتـــی ،زندگـ🌸 ـی به ت...

تمام هنــر زندگی در این است که در مــن چه می گذرد... آن زمان...

رمان ارام باش

مربی رقص منم ییبو بود اینطوری علاقه پیدا میکردم به رقص با ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط