وای ترکیدم.......

وای ترکیدم.......



آخوندا باهم میدویدن
عمامه ی یکیشون افتاد

لره پشت سرشون بود داد زد:
صلی علی محمد چرخ یکی درآمد
دیدگاه ها (۹)

ای تو روحت ملوان زبل باز یادم افتاد........بچه ک بودم وقتی ا...

من یه دخترمهرکاری بخوام میکنم گوشیم همیشه تو دستمه دلیل ندار...

چارلی چاپلین :دخترکم، هیچگاه هم آغوشی هایت را با عشق مقایسه ...

روزگــــار راضیـــــم ازت ....یــه بچـــه کارتــــون میبیـــ...

برای کوک اومد حرفش رو بزنه که یکی از خدمتکارا صحبتش رو قطع ک...

دمون اسلیر پارت هفتم♡تانجیرو:«یااااااااااا(تنفس اب فرم چهارم...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

من این پارتو گذاشته بودم ولی نیومده بود ببخشید _____________...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت10ویو اتوارد ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴⁰گلوله‌ها بی‌وقفه به بدنه...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت پنجم | راز حیواناتا....

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۴هر دو سوار ماشین شدیمصدای موتور هر دو ماشین توی پیست پ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁹هوا کاملاً تاریک شده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط