روی دیوار اتاقش نوشته بود

روی دیوار اتاقش نوشته بود
"استعمال دخانیات الزامی ست..."
پنجره ی اتاقش رو به خانه ای باز میشد که عشقش عروس آن خانه بود..
دیدگاه ها (۲)

چیزی شبیه دوستتــــ دارمگـ ـ ـرم و قـ ـ ـ ـویجریان دارد در ت...

سردم که می شودتمام ِ اجاق هایِ جهانبرایم عشوه گری می کننداما...

مگــــر خودت نگفــتی خداحــافظ؟ پــس چرا وقتی گــفتم به ســ...

ماه من:ب عکس"تو" نگاه میکنمو فکرمیکنمب جمله ای برای توو انگا...

پنجـره‌ای کهرو به قاب خنده‌هایت باز نشودهیـچ فرقی با دیوار ن...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

LESSON

مادرم نیست

مردی که در کنارم بود

‌ صبح☀️فقط آغاز یک روز تازه نیست…یادآوریِ این است کهنور همیش...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط