امشب دلم بد جوری سوخت بدجوری
امشب دلم بد جوری سوخت بدجوری
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می گیری، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی و آنگاه که خدا را می بینی و بنده اش را نادیده می گیری... می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ برای حل مشکلاتت از چه کسی مدد می خواهی؟
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می گیری، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی و آنگاه که خدا را می بینی و بنده اش را نادیده می گیری... می خواهم بدانم دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ برای حل مشکلاتت از چه کسی مدد می خواهی؟
- ۳۷۷
- ۲۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط