همه می دانند؛

همه می دانند؛
من سال هاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب؛
تو را به روح روشن دریا؛
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین.
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...

من به یکنفر،
از فهم اعتماد محتاجم.
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !👌 👍
دیدگاه ها (۸)

چه غَم اَنگیزدِلتَنگَمچه بی صَبرانهبی تابمچه بی پَروادوستَت ...

گاهی یڪی میشهتمام زندگیتتمام هستیتتمام جونتمیدونی ڪهشاید هیچ...

❣ خـیلی سـختہ براش ❣ یـہ دنـیاحـرف داشتہ باشی ❣ ولی خـودشو ن...

اصلاً مهم نیست تو چند ساله باشی!من، همسن و سالِ تو هستم...مه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط