چند پارتی

چند پارتی
وقنی سالگرد ازدواجتون رو یادش میره
part:²
× گفتم گمشو ( عربده )
ویو ات
کسی که رو به روم وایساده واقعا جیمینه؟ نه نه اون جیمین من نیست اون هیچوقت نمی زنه تو ذوقم هم از این رفتاراش ترسیدم هم عصبانی شدم تمام شجاعتم رو جمع کردم و سعی کردم هر چی تو دلمه رو بگم
-بسههه تمومش کن منم دل دارم منم ادمم چرا این جوری میکنی ها؟ اصلا میدونی امروز چه روزیه ها؟ میدو‐( حرفش نصفه موند با سیلی جیمین )
× خفه شو هرزهه چه روزیه ها؟ امروز هر چی بلشع برای من یکی نحس بود ( عربده و عصبی)
ویو ات
چی؟ اون الان هم به من سیلی زد هم گفت هرزه؟ کسی که بیست و چهار ساعته به من میگفت پرنسسم خانونم عشقم عزیزم الان میگه هرزه؟ بغض کل وجودم و گرفت دیگه توان راه رفتن نداشتم پاهام سست شدن به زور خودم و به اتاق رسوندم و هق هقام شروع شد یعنی انقد براش بی ارزش شدم که بهم میگه هرزه و روز سالگرد ازدواجمون رو نحس خطاب میکنه ؟ حالم از خودم بهم میخوره که عاشق شدم نتونستم هق هقام و کنترل کنم و گریم شدت گرفت
ویو جیمین
عصبی بودم به خاطر کارای شرکت و گوه گیجه گرفته بودم از هر طرف روم فشار بود که با رفتار اتم بیشتر عصبی شدم که صدای گریع ات اومد و نتونستم کنترلش کنم و به سمت در اتاق مشترکمون حجوم بردم
×(در و با پاش باز میکنه )
-(از رفتار جیمین میترسه و خودش و جمع میکنه )
× چرا خفه نمی شی ها؟ چرا انقد میخوای رو مخ من راه بری ها؟ ( عربده و عصبی)
-( از ترس عقب میره که یهو)
ادامه دارد
نظرتون؟
دیدگاه ها (۳)

جیمین سگتمممممممممم😭😭😭😭

چند پارتی وقتی سالگرد ازدواجتون رو یادش رفتpart:¹آخرین توت ف...

☆سناریو ☆موضوع : وقتی عضو هشتمی و شیرموز های جونگکوک و خوردی...

فیک نوشتم از جیمین

ویو ات(پارتاخر) حالم خیلی بد بود ولی باید خودمو قوی نشون بدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط