«‏ذهنم مغشوش است و دلم گرفته است و از تماشاچی بودن دیگر خ

«‏ذهنم مغشوش است و دلم گرفته است و از تماشاچی بودن دیگر خسته‌ام. به محض این‌که به خانه برمی‌گردم و با خودم تنها می‌شوم، یک‌مرتبه احساس می‌کنم که تمام روزم به سرگردانی و گمشدگی در میان انبوهی از چیزهایی که از من نیست و باقی نمی‌ماند گذشته است.»
دیدگاه ها (۱)

تو باید موقع خواب سرت روی سینه‌ی من باشه،وگرنه به غیرت سینم ...

*🐱 از وقتی رفتم تور، مامانم به تانگ کلی خوراکی می‌ده، برای ه...

صحبت‌های پایانی (تهیونگ) روز ۲ در پاریس ✨🐻: اول از همه... ه...

ترجمه صحبت‌های پایانی جونگکوک در روز اول تور Arirang بی‌تی‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط