کابوس عشق فصل۳ پارت ۷
کابوس عشق فصل۳ پارت ۷
ادامه: جنی: میتونم با گوشیه تو زنگ بزنم؟ مایکل: آ.....آ....آره حتما. جنی گوشیه مایکل رو گرفت و به سوزی زنگ زد. سوزی دید که داره گوشیش زنگ میخوره دید که مایکله. هول شد و گوشیش رو برداشت و جواب داد: الو....مایکل! جنی: سوزی منم جنی. سوزی: جنی! جنی: ببخشید که نتونستم بهت زنگ بزنم. سوزی: حالا اینارو ول کن تو کجایی؟ جنی: توی کافه ای که تو کار میکنی. تو کجایی؟ سوزی: جنی م....من گروگان گرفته شدم. جنی: چیییییی؟ یعنی چی؟ سوزی: همون پسر مو خاکستریه بود که دربارش باهات صحبت کردم. جنی: خوب........نه....نه اون تو رو گروگان گرفته! سوزی: آره. جنی:______لعنتی! سوزی: آروم باش جنی من حالم خوبه راستش الان تنهام. جنی: خوب الان چرا فرار نمیکنی؟ سوزی: آخه اون بهم گفت که اگه فرار کنی بالایی سرت میارم خییییلی هم بد گفت. جنی: خوب غلط کرد وحشیه____ میتونی برام آدرسش رو بفرستی؟ سوزی تا خواست کلمه ای بگه یکی گوشیو از دستش گرفت و دهنش رو بست. لوکی: پس با اون مرتیکه صحبت میکنی. جنی: سوزی! سوزی! برای چی قطع کرد. مایکل: چیشد؟
ادامه: جنی: میتونم با گوشیه تو زنگ بزنم؟ مایکل: آ.....آ....آره حتما. جنی گوشیه مایکل رو گرفت و به سوزی زنگ زد. سوزی دید که داره گوشیش زنگ میخوره دید که مایکله. هول شد و گوشیش رو برداشت و جواب داد: الو....مایکل! جنی: سوزی منم جنی. سوزی: جنی! جنی: ببخشید که نتونستم بهت زنگ بزنم. سوزی: حالا اینارو ول کن تو کجایی؟ جنی: توی کافه ای که تو کار میکنی. تو کجایی؟ سوزی: جنی م....من گروگان گرفته شدم. جنی: چیییییی؟ یعنی چی؟ سوزی: همون پسر مو خاکستریه بود که دربارش باهات صحبت کردم. جنی: خوب........نه....نه اون تو رو گروگان گرفته! سوزی: آره. جنی:______لعنتی! سوزی: آروم باش جنی من حالم خوبه راستش الان تنهام. جنی: خوب الان چرا فرار نمیکنی؟ سوزی: آخه اون بهم گفت که اگه فرار کنی بالایی سرت میارم خییییلی هم بد گفت. جنی: خوب غلط کرد وحشیه____ میتونی برام آدرسش رو بفرستی؟ سوزی تا خواست کلمه ای بگه یکی گوشیو از دستش گرفت و دهنش رو بست. لوکی: پس با اون مرتیکه صحبت میکنی. جنی: سوزی! سوزی! برای چی قطع کرد. مایکل: چیشد؟
- ۲۶۳
- ۰۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط