𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺
پارت ۳۱

یک هفته از ماجرای دانش‌آموز جدید گذشته بود.

مدرسه دوباره آرام شده بود.

اما رابطه‌ی هشت نفر دیگر مثل قبل نبود.
آن‌ها حالا بیشتر از همیشه کنار هم بودند.

فلیکس و هیونجین کنار پنجره نشسته بودند.

هان و مینهو مشغول بحث درباره‌ی یک بازی بودند.

جونگین با چانگبین درباره‌ی تکالیفش حرف می‌زد.

و سونگمین...
برای اولین بار خودش کنار چان نشسته بود.

چان با تعجب نگاهش کرد.
چان: امروز خودت اومدی کنارم؟

سونگمین کتابش را باز کرد.
سونگمین: آره.

چان: اتفاقی افتاده؟

سونگمین لبخند کوچکی زد.
سونگمین: نه. فقط فهمیدم بودن کنارت رو دوست دارم.

چان چند لحظه ساکت ماند.
بعد لبخند زد.
چان: منم.

آن طرف کلاس، هان با دیدنشان آرام گفت:
هان: بالاخره سونگمین هم اعتراف کرد.

فلیکس خندید.
فلیکس: آروم‌تر. خودش باید تصمیم بگیره.

سونگمین صدایشان را شنید.
این بار خجالت نکشید.
فقط گفت:
سونگمین: آره. خودم تصمیم گرفتم.

چان به او نگاه کرد.
گرگش آرام بود.

گرگ سونگمین هم همین‌طور.

اما ناگهان صدای مدیر از بلندگو پخش شد.
مدیر: دانش‌آموزان عزیز، هفته‌ی آینده مسابقات بین مدارس برگزار خواهد شد. نمایندگان هر کلاس امروز انتخاب می‌شوند.

هان فوراً از جایش بلند شد.
هان: مسابقه؟!

مینهو خندید.
مینهو: تو قراره شرکت کنی؟

هان: صددرصد.

جونگین دستش را بالا برد.
جونگین: منم!...

چانگبین به او نگاه کرد.
چانگبین: پس منم هستم.

فلیکس لبخند زد.
فلیکس: به نظر میاد قرار نیست هفته‌ی آرومی داشته باشیم.

هیونجین آرام گفت:
هیونجین: مهم نیست چی بشه.

فلیکس نگاهش کرد.

هیونجین: ما کنار همیم.

فلیکس لبخند زد.
فلیکس: درسته ...

اما در همان لحظه، درِ کلاس باز شد.
مدیر همراه یک معلم وارد شد.

معلم گفت:
معلم: برای مسابقات امسال، چند مدرسه‌ی دیگر هم حضور دارند.

بعد برگه‌ای روی میز گذاشت.

هیونجین به اسم مدرسه‌ی اول نگاه کرد.
چهره‌اش ناگهان جدی شد.

چان هم برگه را دید.

مینهو و چانگبین نیز ساکت شدند.

هان متوجه تغییر حالتشان شد.
هان: چی شده؟

هیونجین آرام جواب داد:
هیونجین: اون مدرسه...

چند لحظه مکث کرد.
هیونجین: همون مدرسه‌ایه که اون آلفا قبلاً توش بوده.

فلیکس به او نگاه کرد.

مسابقات هنوز شروع نشده بود.
اما گذشته...
دوباره داشت به سمتشان برمی‌گشت.


پایان پارت ۳۱
ادامه دارد ...

#yuna_verse_company

#فیک
#فیک_استری_کیدز
#استری_کیدز
#درخواستی
#هیونلیکس
#مینسونگ
#چانمین
#چانگین
دیدگاه ها (۱۸)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۲ صبح روز مسابقه ، مدرسه از همیشه شلو...

جواب ناشناس : سلام قشنگم ، مرسیییی🎀🥺✨️وایییی منووو ذوقققق .....

جواب ناشناس :۱ : مرسیییی قشنگمممم ، نظر لطفته 🎀✨️💖۲ : ممنونم...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۴زنگ ناهار که خورد، چهار امگا طبق معم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط