پشت‎ ویترین‎ ساعت‎ فروشی‎ ایستاده بودم‎، ساعتها رو که نگا

پشت‎ ویترین‎ ساعت‎ فروشی‎ ایستاده بودم‎، ساعتها رو که نگاه میکردم دیدم‎ هیچ‎ ساعتی‎ به‎ قشنگی‎ ساعتی‎ که‎ دور‎ هم هستیم. نیست ‎...

روزهای پایانی سال94مبارک
تقدیم به هم گروهی ها
بوی نو شدن می آید...ولی تو
همیشه
رفیق کهنه ی من بمان...
گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان نداشت اما پایانی سبزداشت.پایان امسالتان سبز باد.
آرزویم برایتان این است:
در میان مردمی که می دوند برای "زنده بودن"
آرام قدم بردارید برای"زندگی کردن"
دیدگاه ها (۷)

بوی نو شدن می آید؛؛؛ ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم...

بوی نو شدن می آید ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان... گندم ...

سلام...صبح آخرین شنبه امسال تون هم بخیر...بوی نو شدن می آید؛...

بوی نو شدن می آید...ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم ...

بوی نو شدن می آید...ولی تو همیشه رفیق کهنه ی من بمان...گندم ...

پشت‎ ویترین‎ ساعت‎ فروشی‎ ایستاده بودم‎، ساعتها رو که نگاه م...

گندم های هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان ند...

گندمهای هفت سین به گندمهای آسیاب گفتند: قصه ی ماگرچه نان ندا...

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم...

پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط