+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.68⭐

(از زبون ا.ت)

آب رودخانه مثل تیغ به پوستم می‌خورد و من دیگه حس نمی‌کردم پاهام مال خودمه. جونگ کوک هنوز محکم منو بغل کرده بود و با لنگ زدن تو آب پیش می‌رفت. هر قدمش با ناله خفیف همراه بود. خون گرمش روی شکم و رانم پخش می‌شد و با آب سرد قاطی می‌شد. پارچه‌ای که از ته شلوارم پاره کرده بودم و دور زخمش بسته بودم، کامل قرمز شده بود و دیگه فایده‌ای نداشت.

من بدنم رو سفت کرده بودم. دلم می‌خواست از بغلش بیرون بپرم، ولی اگه این کارو می‌کردم هر دو غرق می‌شدیم. دستام ناخودآگاه دور گردنش حلقه شده بود تا نیفتم، ولی تو دلم از این تماس حالم به هم می‌خورد.

(با صدای خیلی ضعیف و پر از لرز) 
+ کوک... درد داره... زخمت داره بدتر می‌شه... بذار پایین... من سنگینم... اونا فقط منو می‌خوان...

جونگ کوک جوابی نداد. فقط نفسش سنگین‌تر شد و منو بالاتر گرفت. بارون شدید به صورتمان می‌خورد و دیدن رو سخت کرده بود. صدای تیراندازی از پشت سرمون نزدیک‌تر می‌شد. فریاد مردا تو جنگل می‌پیچید:

"اونجاست! دختر رو ول کن جونگ کوک!"

یه گلوله از کنار گوشمون رد شد و به آب خورد. جونگ کوک سریع چرخید و پشت یه تخته سنگ بزرگ قایم شد. آب تا سینه‌مون بود. من رو به سینه‌اش چسبیدم، نه از روی علاقه، فقط از ترس غرق شدن.

جونگ کوک آروم موهای خیسم رو کنار زد. دستش سرد بود.

(نفس‌نفس زنان، با صدای گرفته) 
- ا.ت... فقط یه کم دیگه تحمل کن... قول می‌دم...

من سرمو تکون دادم و اشکام با بارون قاطی شد:

(هق هق) 
+ من هنوز ازت می‌ترسم... هنوز وقتی نزدیکم می‌شی یاد اتاق تنبیه و شلاق و اون شب‌ها می‌افتم... من هنوز عاشق تو نشدم... حتی یه ذره هم نه... فقط... فقط خسته شدم. خیلی خسته شدم از این زندگی...

صدای قدم‌ها تو آب نزدیک‌تر شد. جونگ کوک اسلحه‌شو بالا آورد و دو تیر زد. یکی از مردا با فریاد افتاد. ولی دو نفر دیگه از طرف چپ میان.

من بدنم رو بیشتر جمع کردم و تو دلم دعا می‌کردم:

"خدایا... اگه می‌خوای بمیرم، زود بمیرم... دیگه طاقت ندارم..."

جونگ کوک دوباره شروع کرد به حرکت کردن تو آب، این بار با سرعت بیشتر، ولی هر قدمش با درد شدید همراه بود. من فقط چشمهامو بسته بودم و به صدای تپش قلبش گوش می‌دادم که مثل طبل جنگ می‌زد.

بارون شدیدتر شد، تیراندازی ادامه داشت، و من تو بغل مردی بودم که بیشترین آسیب رو به زندگیم زده بود... و هنوز هیچ راه نجاتی نمی‌دیدم..........
ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۳)

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.69⭐(از زبون ا....

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.70⭐ناگهان همه ...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.67⭐(از زبون ا....

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.66⭐(از زبون ا....

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.64⭐(از زبون نو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط