گیسوی شب

☀️گیسوی شب☀️
# پارت دویست ویک ...



گیسو:
منی که فکر می کردم دیگه اریا همه چیزو فراموش کرده حالا برعکسش رو می دیدم اریا فقط منتظر بود من با خودم کنار بیام ولی این نهایت بی رحمی بود مشکل من چیزی نبود که بشه درستش کرد اون چطور می تونست راحت از آینده ونتیجه اش بگذره
- آریا تو نمی تونی از بچه بگذری
اخم کرد وگفت : می گذرم مهم تویی برای من
- ولی ...
- ولی نداره گیسو
سرمو پایین انداختم وگفتم : سخته آریا
- سخت نباشه برات گیسو من باهاش کنار اومدم تو هم دیگه کنار بیا
نمی دونم چقدر گذشت که ساکت اونجا وایساده بودیم گیج وسردرگم بودم آریا چه راحت در موردش حرف می زد اگه پشیمون می شد چی ؟!
من هنوزم با مشکلم کنار نیومده بودم واون میخواست همه چیزو تغییر بده
دستمو بردم واسه باز کردن در ولی باز جلو چشام سیاهی رفت من تحمل این حجم از استرس رو نداشتم سخت بود وآریا نمی تونست بفهه
- گیسو خوبی
- کاش لال می شدم نمی گفتم دوست دارم
دستاش که دور کمرم قفل شد تکونی خوردم خم شد وکنار گوشم گفت : رو حرفات بمون همونطور که تو عاشق کردی ومن پای عشقمون موندم
دستمو گذاشتم رو دستاش که دستاشو دور کمرم باز کنم نمی تونستم دستای گرمش وآرامش آغوشش اجازه نمی داد به هیچ چیزی فکر کنم
- بهم وقت بده اریا ...دستاتو بردار
آروم کنار گوشم خندید وگفت : هووووم اگه برندارم
- بردار
رو گونه ام رو بوسید وازم فاصله گرفت بدون اینکه برگردم طرفش از اتاق اومدم بیرون یه حس خوب وبد باهم داشتم وبازم جنگ بین عقل وقلبم در گرفت
به تاب همیشگی پناه اوردم واونجا ارامش گرفتم فکر کردن به آریا وزندگی با اون نداشتن بچه تو خونه ..واقعااین وسط عشق کافی بود؟!
دیدگاه ها (۹)

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست ودو...آریا: یاشار لیوان شربت رو گذا...

☀️گیسوی شب☀️# پارت دویست وسه ...گیسو:گلین تو آشپزخونه بود وآ...

☀️گیسوی شب☀️# پارت ۲۰۰ پارت دویست ....گیسو : معلوم بود کلافه...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صد ونود ونه...آریا : از زن عمو خواستم بره...

black flower(p,241)

در اغوش نفرت

پارت ۳ موضوع : نفرین عشق سیاه جی چا: بعد تموم شدن صدای جیغم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط