خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید

خدا قلم زد و شب را ادامه دار کشید
مــــرا مسافرِ شب هــای انتظار کشید



تو را شکفته و مغــرور و سنگدل، اما
مرا شکسته و بی‌تاب و بی‌قرار کشید

1
دیدگاه ها (۱)

✔ یہ جملہ دیدم یہ جایے نوشتہ بود نجابت اون نیس کہ تو اوج را...

میخواهمت . . . ❤ ️❣ ولی . . . دوری . . .خیلی خیلی دور . . .ن...

h1قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمانبار دیگر می کنم خواهش؛...

ﺣﺎﺿﺮ ﻏﺎﯾﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ !● ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ؟● ﺣﺎﺿﺮ√● ﻏﻢ ؟● ﺣﺎﺿﺮ√● خستگی ؟● حا...

پارت ۱۱

خیلی خوش مزه ای گرگ کوچولو من♥️بعد کاواکی دوباره انداخت رو ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط