اینـکه میان دستـانت لـحظه ای چشـمهایم را ببنـدم و دنـیـــ

اینـکه میان دستـانت لـحظه ای چشـمهایم را ببنـدم و دنـیــــا
به سـکوت صدای نفس هایـت فرو رود ، نمیـدانی چه هیجانیــست عشـق من.
دیدگاه ها (۲)

حقیقت این بود..!خوب موقعی دیدَمت،وسط پاییز؛آنجا که همه رنگعو...

کسی که مرا به خاطرخوبی هایم بخواهدنمی خواهم ..!کسی را می خوا...

همین که تو میدانــیدوستت دارمکافیستبگذار خفه کند خودش رادنیا

مـن فـقـط آن ثـانـیـه هـایـی را بـه واقـعـیـت زنـدگـی کـردم....

نومیدی

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۷سئول‌..صبحبیمارستان‌ سِوِرانس..نور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط