Cold love/عشق سرد
Cold love/عشق سرد
Part ⁹(End)
***************
هیون رفت خونه مادر و پدرش...امیدوارم همه چیز خوب پیش بره...ولی من که چشمم آب نمیخوره
***************(علامت ها
مادر هیون:م.ه پدر هیون:پ.ه)
م.ه:به به،ببینم پسرم عاشق کی شده...کی هست این دختر خانم گل
_دختر نیست
پ.ه:م..منظورت چیه؟
_.....
م.ه:تو...تو عاشق یه پسر شدی.!؟ تو از امروز دیگه پسر من نیستی!(جیغ)
پ.ه: یکیو انتخاب کن...یا ما یا اون...اگه اونو انتخاب کنی...کمپانی رو ازت میگیریم...
_بابا! چجوری میخوای اون کمپانی رو ازم بگیری؟!پدربزرگ قبل از فوتش اون رو به نام من زد...ولی تو نمیتونی حسودی خودتو کنترل کنی و میخوای شرکتو از دست بچه ات بکشی بیرون!
م.ه:به چه جرعتی با پدرت اینطوری حرف میز-...
ولی هیون اجازه نداد حرفشون کامل بشه.
رفت.
رفت پیش عشقش.
وقتی که دید سوهو در رو با خوشحالی باز کرد،قلبش لبریز از عشق شد و سوهو رو محکم بغل کرد.
واسشون مهم نبود بقیه چه فکری راجع بهشون میکنن.
فقط خودشون دوتا بودن.
خوشحال...
خوشحال...
خوشحال...
The end
نظرتون رو راجع به این فیک واسم بنویسید
Part ⁹(End)
***************
هیون رفت خونه مادر و پدرش...امیدوارم همه چیز خوب پیش بره...ولی من که چشمم آب نمیخوره
***************(علامت ها
مادر هیون:م.ه پدر هیون:پ.ه)
م.ه:به به،ببینم پسرم عاشق کی شده...کی هست این دختر خانم گل
_دختر نیست
پ.ه:م..منظورت چیه؟
_.....
م.ه:تو...تو عاشق یه پسر شدی.!؟ تو از امروز دیگه پسر من نیستی!(جیغ)
پ.ه: یکیو انتخاب کن...یا ما یا اون...اگه اونو انتخاب کنی...کمپانی رو ازت میگیریم...
_بابا! چجوری میخوای اون کمپانی رو ازم بگیری؟!پدربزرگ قبل از فوتش اون رو به نام من زد...ولی تو نمیتونی حسودی خودتو کنترل کنی و میخوای شرکتو از دست بچه ات بکشی بیرون!
م.ه:به چه جرعتی با پدرت اینطوری حرف میز-...
ولی هیون اجازه نداد حرفشون کامل بشه.
رفت.
رفت پیش عشقش.
وقتی که دید سوهو در رو با خوشحالی باز کرد،قلبش لبریز از عشق شد و سوهو رو محکم بغل کرد.
واسشون مهم نبود بقیه چه فکری راجع بهشون میکنن.
فقط خودشون دوتا بودن.
خوشحال...
خوشحال...
خوشحال...
The end
نظرتون رو راجع به این فیک واسم بنویسید
- ۳.۱k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط