تیرگی می‌آید

تیرگی می‌آید
دشت می‌گیرد آرام
قصه رنگی روز
می‌رود رو به تمام...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺎ ﺯ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﭼﺸﻢ ﯾﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢﺧﻮﺩ ﻏﻠﻂ ﺑﻮﺩ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻣﺎ ﭘﻨﺪﺍﺷﺘﯿﻢ«حافظ...

شب، آرام نمی‌گیرد وقتی نام حسین می‌آید؛دل، بی‌تاب‌تر از همیش...

ای ساربان آهسته رو که آرام جانم می رودوان دل که با خود داش...

هرچه مرحم میگذارم بند می آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند رود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط